پسر:سلام عزیزم،چطوری؟
دختر:سلام گلم،خیلی بد...
پسر:چرا؟چی شده؟
دختر:باید جدا بشیم
پسر:چــــــــــــــرا؟؟؟
دختر:یه خانواده ای من و پسندیدن واسه پسرشون.
خانواده منم راضین...
الانم باید ازت تشکر کنم بخاطر همه چیز و باید برم خونه
چون مادر پسره اومده میخاد من رو ببینه...
پسر:اشکات رو پاک کن...تا بهتر جلو چشم بیا...
چون مادرم نمیخاد عروسش رو غمگین ببینه...
برچسب:
نویسنده: پویا افشاری